فعالان جنبش زنان با هوشیاری طرح دوباره ی لایحه ی حمایت خانواده را در مجلس دنبال کرده اند و به آن واکنش نشان داده اند.
این را به نقل از سایت کانون زنان ایران می آورم. اگر روی لینک کلیک کنید متن بیانیه و امضاهای فعالان در آنجا هست:
1200 مدافع حقوق برابر با صدور بیانیه ای نسبت به تصویب لایحه موسوم به حمایت از خانواده اعتراض کرده اند.در بخشی از ابن بیانیه آمده است :کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، در اقدامی عجولانه و نابخردانه مواد 23 و 25 لایحه به اصطلاح «حمایت از خانواده» را با اعمال تغییراتی بی فایده و غیر موثر برای حمایت از نهاد خانواده، به تصویب رساند. این لایحه، نه تنها از قانون 35 سال پیش یعنی قانون مصوب سال 1353 بسیار عقب تر است، بلکه قصد دارد چندهمسری مردان را قانونی کند. براساس لایحه جدید، اگر زنی مبتلا به بیماریهای صعب العلاج شود، یا شش ماه از خانه غیبت کند، یا حتا اگر به طور نمونه به دلیل صدور چک بلامحل زندانی شود، شوهرش می تواند همسر تازه ای اختیار کند. در حالی که در شرایط عکس آن، زن حتی حق طلاق هم ندارد. این اقدام در حالی صورت گرفته است که ارائه این لایحه توسط دولت وقت به مجلس، در تیرماه 1386، اعتراض گسترده مدافعان حقوق زنان و همچنین دیگر مدافعان مدنی حقوق برابر و سلامت خانواده را به همراه داشت.
----------
حکومتی که علیرغم ناتوانی در حل بحران های سیاسی و اجتماعی کشور، پایه را بر ماندن به هر قیمتی گذاشته است خواه ناخواه به گرداب سرکوب و دروغ و فریب در می غلتد. چرا که مطالبات مردم واقعی هستند، نداشتن اراده و عدم توانایی حکومت برای همراه شدن با خواسته های مردم هم واقعی است. حکومت اراده و توانایی پاسخگویی را ندارد چرا که بحث بر سر قدرتی است که میلیاردها دلار ثروت بادآورده ی نفت و انحصارهای بازرگانی را ارزانی گماشته گان کرده است. برای عده ای دیگر علاوه بر این میلیاردها ثروت بحث بر سر حکومتی ست که پس از هزار و چهارصد سال دراختیارشان قرار گرفته است.
به گرداب سرکوب و دروغ رسیده اند. اما همین دروغ های بزرگی که به مناسبت های مختلف در رسانه های دولتی و بالای منبرها فریاد می کنند عملا به جدی نگرفته شدن بیشتر خودشان منجر می شود. شاید قتل و شکنجه و تجاوز و زندان را بشود برای مدتی کوتاه به زور رسانه های دولتی و نمایش اعترافات و پارازیت و فیلترینگ و تهدید از توده ی مردم پنهان کرد - تازه اگر واقعا بشود این کار را کرد. اما این دروغ های عجیب و غریب هر روزه فقط باعث می شود که حتی طرفداران شان - آنها که هنوز رویای زندگی در یک حکومت شیعی را دارند- به پوچ بودن و دروغ بودن حرف های حکومتگران شان بیشتر از این پی ببرند.
حکومت آقایان به روش انکار همه چیز روی آورده است. آقایان یک چیز را خوب فهمیده اند: مطالبات مردم در این سی سال آنقدر گسترده شده که یک عقب نشینی در برابر اولین مطالبات، فقط فضا را برای مطرح شدن دیگر مطالبات فراهم می کند. خود حکومتگران بارها روشن یا در لوای حرف های دیگر، این را گفته اند. حکومت به سیاست انکار رسیده است. سرکوب و انکار. اما سیاست انکار فقط سر به زیر برف کردن است، سیاست خود کور کردن است. با سیاست دروغ و انکار همین مشروعیت ادعایی هم بیشتر از این سست خواهد شد.
در این دوران سی ساله سیاست های تمامیت خواهانه ی حکومتی بعضی رذالت های اخلاقی را در فرهنگ ما خلق کرده یا رذالت های اخلاقی به جا مانده از گذشته را بسیار پر رنگ تر و همه گیرتر کرده است. می شود ادعا کرد که فرهنگ زندگی دو گانه در خانه و اجتماع، فرهنگ دروغ و فریب دیگران در خیابان و محل کار در این سی ساله در فرهنگ ما راه پیدا کرده. اما مثلا فرهنگ رشوه خواری و رفیق بازی که از گذشته بوده بخاطر مشکلات اقتصادی و سیاست خودی و غیرخودی در این سی ساله از قبل خیلی پر رنگ تر شده.
امروز حکومت بخاطر ماندن، عملا حرمت دروغ و انکار را در جامعه از میان می برد. حکومتی که ادعای حکومت دینی و اخلاقی - و آنهم تنها حکومت اینچنینی - را دارد، دروغ و ریا سیاست روزانه اش است و تقریبا نمی شود سخنرانی یا مصاحبه ای را از حکومتگران -از صدر تا ذیل- شنید و دروغ و ریاکاری در آن پیدا نکرد.
شاید سیاست انکار نگذارد آقایان ببینند که همان تعداد آدمی را هم که با اتوبوس به میدان می آورند، انگیزه هایی بجز ذوب شدن در ولایت به خیابان می کشاند. سیاست ساندیس و کیک و غذا و اتوبوس ممکن است برای نمایش بکار بیاید اما در روزهای سخت به کمک آقایان نخواهد آمد.
گویا محمد رضا پهلوی هم مانده بود که پس آنهمه آدم پرچم بدست و هلهله گویان چهارم آبان و ششم بهمن و جان نثاران چه شدند. شاید روزی هم آقایان از خودشان بپرسند که آن امت در صحنه ی ثناگو چه شدند. این در ذات دروغ و فریب است.






فرم نظرها